دلم را در میان بودن و مردن رها کردی ( تو بد کردی ) امیدم را زمن دزدیدی و بر دل جفا کردی ( تو بد کردی ) من از خود هم دگر حتی نمی خواهم دگر چیزی ، تو اما آمدی روحم فنا کردی ( تو بد کردی ) نمی پرسم دگر حتی چرا با من چنین کردی ، فقط این را بدان در حق من یارا خطا کردی ( تو بد کردی ) اگر دلبسته ام برتو نه از تنهائی دل بود ، ترا همراه دل کردم تو اما دل رها کردی ( تو بد کردی ) تو بد کردی تو بد کردی ....